تبلیغات
زندگینامه ی حضرت محمد (ص) - دین پیغمبر قبل از بعثت

زندگینامه ی حضرت محمد (ص)

دوشنبه 23 شهریور 1388

دین پیغمبر قبل از بعثت

نویسنده: arash rastin   

دین پیغمبر قبل از بعثت

دراعتقاد ما جامعه شیعه و پیروان خاندان نبوت، پیغمبر اسلام از آغاز زندگى و پیش از آن كه رسما پیغمبرى خود را اعلام كند، معصوم و پیغمبر بوده است. خواوند روح القدس را مامور حفاظت او كرده بود، و در مدت چهل سال پیش ازرسالت و بعثت، با شریعت خود عمل مى كرد. بنابر این پیرو دین و شریعت پیغمبر دیگرى نبوده است.

كتاب خدا (قرآن) و سنت خود آن حضرت نیز گواه بر آن است.

دلیل ما از قرآن مجید نخست این آیه شریفه است: «بدین گونه ما روح را براى اینكه وحى ما را به تو برساند به فرمان خود به سوى تو فرستادیم، در آن وقت تو نمى دانستى كتاب آسمانى چیست و ایمان كدام است »(و كذلت اوحینا الیك روحا من امرنا ما كنت تدرى ما الكتاب و لا الایمان (سوره شورى آیه 51)

آنچه ازكتاب و سنت در تفسیر آیه مزبور استفاده مى شود این است كه روح، در این آیه «روح القدس » است، نه جبرئیل.

خدا روح القدس را مامور حفاظت پیغمبر و ائمه معصومین كرده بود. این آیه گواه ماست: «خداوند مراتبى دارد، و داراى عرش عظیم است، روح را به امر خود بر هر كسى از بندگانش كه بخواهد مى فرستد، تا مردم را از روز برخوردها (قیامت) بترساند»(رفیع الدرجات دوالعرش یلقى الروح من امره على من یشاء من عباده لینذر یوم التلاق. (سوره مؤمن آیه 15)

از آیات قرآنى استفاده مى شود كه القاى «روح القدس » مشترك بین انبیا و رسولان بوده است. یعنى خدا او را مامور حفاظت و مراقبت از همه آنها كده بود. روایات شیعه مى گوید: پس از آخرین پیامبر «روح القدس » مامور نگهدارى و حفاظت از ائمه اطهار بوده است. در روایاتى كه كلینى در «كافى » نقل مى كند امام على االنقى (علیه السلام) مى گوید: پس از پیغمبر خاتم دیگر روح القدس به آسمان برنگشت و او در میان ماست.

امیر مؤمنان على (علیه السلام) درنهج البلاغه مى فرماید: از لحظه اى كه پیغمبر را از شیر گرفتند خدا بزرگترین فرشته از فرشتگان خود را قرین او نمود تا اخلاق برجسته و صفات پسندیده را شب و روز به وى بیاموزد. من پیوسته در كنار پیغمبر بودم، هر روز ازصفات ممتازش دانشى به من مى داد، و امر مى كرد در هركارى از وى پیروى كنم پیغمبر (پیش از بعثت) مدتیر در هر سال در كوه حرا به سر مى برد. در آن حال من او را مى دیدم، ولى دیگر جز من او را نمى دید.(و لقد قرن الله به صلى الله علیه و آله من لدن ان كان فطیما اعظم ملك من ملائكته یسلك به طریق المكارم و محاسن اخلاق العالم لیله و نهاره و لقد كنت اتبعه اتباع الفصیل اثر امه یرفع لى فى كل یوم من اخلاقه علما و نامرنى بالاقتداء به. و لقد كان یجاور فى كل سنة بحراء فاراه و لا یراه غیرى (خطبه فاصعه).)

از این سخن على (علیه السلام) كاملا پیداست كه پیغمبر پیش از بعثت هم حالت پیغمبرى داشته است ولى مامور نبوده قوم را باخبر گرداند. این كار به طور رسمى در چهل سالگى حضرت اتفاق افتاد كه شرح آن را خواهیم نگاشت.

درباره عیسى بن مریم هم قرآن مى گوید: او در گهواره پیغمبر بود. یحیى نیز در همان زمان كودكى، پیغمبر بوده است. بنابراین پیغمبر خاتم كه از آنها برتر است به طریق اولى باید قبل از بعثتو رسالت ظاهرى داراى مقام نبوت باشد. باید توجه داشت كه «نبى » با «رسول » فرق دارد.

نبى كسى است كه از جانب خدا اخبار غیبى به وى مى رسد، یا به وسیله جبرئیل و یا روح القدس. ولى رسول كسى است كه باید اخبار الهى را به مردم برساند، و رسالت خود را ایفا كند. عیسى و یحیى در زمان كودكى نبى و پیغمبر بودند، ولى در آن سن و سال براى تبلیغ و اداى رسالت، ماموریت نداشتند.

پیغمبر خاتم نیز چنین بود. او از آغاز كودكى به وسیله روح القدس با الهامات غیبى آشنائى داشت، و از تعالیم دینى و احكام آسمانى با خبر بود، و خود بر وفق آن عمل مى كرد، ولى مامورنبود آن را به آگاهى قوم برساند. این ماموریت در سن چهل سالگى به وى محول شد.

خداوند درباره عیسى مى فرماید: ما به عیسى پسر مریم علائم نبوت دادیم، و او را با روح القدس تایید كردیم.(و اتینا عیسى بن مریم البینات و ایدناه بروح القدس - سوره بقره آیه 87 و 252) كه كاملا مى رساند، پیش از رسمیت یافتن مقام رسالتش با تاییدات الهى و ارتباط با روح القدس، مورد توجه خاص خداوند بوده است.

باید دانست كه روح القدست جبرئیل نیست. زیرا خداوند درباره جبرئیل مى فرماید: «قرآن را روح الامین بر قلب تو نازل كرد» (نزل به روح الامین على قلبك سوره شعرا آیه 192) و مى فرماید: «جبرئیل قرآن را بر قلب تو به امر خدا نازل كرد»(قل من كان عدوا لجبریل فانه نزله على قلبك باذن الله. سوره بقره آیه 96)

بنابر این كا جبرئیل این بود كه قرآن را بر قلب پیغمبر نازل مى كرد، نه این كه خود وى مامور مراقبت از حضرت باشد. این ماموریت را روح القدس به عهده داشت.

محدث بزرگوار كلینى در «كافى » از ابوبصیر ار امام صادق (علیه السلام) روایت مى كند كه در تفسیر آیه «و كذلك اوحینا الیك روحا من امرنا» فرمود: خداوند فرشته اى بزرگتر از جبرئیل و میكائیل خلق نمود، و او با رسول خدا بود. به وى خبر مى داد و او را حفظ مى كرد، و بعد از آن حضرت، با ائمه است.

براى اطلاع بیشتر از چگونگى وضع پیغمبر قبل از بعثت لازم است. آنچه را شیخ طوسى - سرآمد فقهاى شیعه و دانشمندان عالیقدر اسلامى متوفاى سال 460 هجرى - دركتاب پرارج «عدة الاصول » گفته است، در اینجا بیاوریم; شیخ طوسى مى نویسد: « پیغمبر نه قبل از نبوت و نه بعد از آن پیرو دین پیغمبران پیش از خود نبوده است. هر عملى را كه او انجام مى داده، ازجانب خدا به وى الهام مى شده است.قبل از بعثت امور خاصى به آن حضرت وحى مى شد.» عموم دانشمندان شیعه در این خصوص اتفاق نظر دارند، و اجماع آنها نیز حجت است.

بیشتر متكلمان عدلیه (یعنى معتزله و شیعه) مانند ابوهاشم و ابوعلى (جبائى) عقیده دارند كه پیغمبر تابع شریعت پیش از خود نبوده است. بلكه آنچه عمل مى كرده است به خود وى وحى مى شده است.

دلیل ما این است كه پیغمبر اسلام به اعتقاد عموم مسلمین از همه انبیاء افضل بوده است. به همین جهت نیز نمى باید فاضل پیرو مفضول باشد.

اگر بگویند از كجا بدانیم كه پیغمبر قبل از بعثت هم از سایر انبیا افضل بوده است؟ مى گوئیم كه هیچ كس افضلیت حضرت را مربوط به وقت معینى ندانسته است. بلكه گفته است پیغمبر در تمام دوران زندگى از ولادت تا وفات از همه انبیاء افضل و برتر بوده است.

ادله اى كه مخالفین دارند از جمله این آیه است: «آن گاه به تو وحى كردیم كه از آیین پاك ابراهیم پیروى كن »(ثم اوحینا الیك ان اتبع ملة ابراهیم حنیفا سوره نحل آیه 123) آیه دوم; «پس با هدایت آن پیغمبران، پیروى كن »(فبهدایهم اقتده سوره انعام آیه 89)

آیه سوم; «ما تورات را نازل نمودیم كه در آن هدایت و نور است، و پیغمبران حكم به آن مى كنند»(انا انزلنا التوریة فیها هدى و نورا یحكم بها النبیون. سوره مائده آیه 44)به نظر مى رسد این سه نظر آها را تایید كند و برساند كه پیغمبر وضیفه ه داشته است كه از ادیان سابق پیروى نماید. و لى باید توضیح داد كه «ملت ابراهیم » توحید و عدل بوده نه احكام و قوانین دینى. بنابر این ترجمه آیه آن است: «اى پیغمبر! به تو وحى كردیم كه در یكتا پرستى و عدالت گسترى ازآئین ابراهیم پیروى كن ». به دلیل آیه; «هركس از ائین ابراهیم سرباز زند، خود را به نادانى زده است »(و من یرغب عن ملة ابراهیم الا من سفه نفسه. سوره بقره آیه 130) در این آیه باز لفظ «ملت » با كهار رفته است، و مى دانیم كه آنچه موجب مى شود كسى كه از ملت ابراهیم سرباز زند و متصف به «سفاهت » گردد، عقلیات است. در آیه دوم نیز منظور از هدایت انبیاى سابق، استدلال هاى عقلى آنها براى اثبات توحید و یگانگى خداست كه پیغمبر خاتم نیز باید از همان راه وارد شود و با همان منظق مردم را به خداى یگانه فراخواند. را جع به آیه سوم باید گفت هدایت و نورى كه در تورات بوده است، چیزى است كه همه انبیا پیش از موسى و بعد از او بر اساس آن حكم مى كردند، و نمى توان آن را حمل بر شرعیات كرد.

فتال نیشابورى دانشمند مشهور شیعه در كتاب معروفش «روضة الواعظین » مى نویسد: «طائفه شیعه اجماع دارند كه پیغمبر پیش از بعثت درخفا پیامبر بود. از اول تكلیف روزه مى گرفت، نماز مى گزارد، عكس آنچه در میان قوم معمول بود. وقتى به سن چهل سالگى رسید، خداوند به جبرئیل امر نمود بر پیغمبر فرود آید و او را به طور آشكار مامور ایفاى مقام رسالت خود سازد».

میرزاى قمى از فقهاى بزرگ شیعه در كتاب «قوانین » در این باره مى نویسد: «حق این است كه پیغمبر قبل از بعثت قمل به احكام شرع مى نمود، ولى نه به دین پیغمبران پیش از خود. زیرا ما آن حضرت را از همه انبیا برتر مى دانیم. اگر او پیرو دین قبل از خود بود، مى باید مفضول بر فاضل مقدم گردد، و آن هم از نظر عقلى درست نیست.

دیگر این كه اگر پیغمبر تابع شرع قبل ازخود بوده است، یا این وظیفه از راه وحى به وى ابلاغ شده بود، و یا به وسیله علماى ادیان. اگر بگوئیم از راه وحى بوده مى باید قبل ازبعثت مرسل باشد و این درست نیست، و چنانچه علماى یهود و نصارا در آن نقشى داشته اند، قطعا شایع مى شد، و یهود و نصارا به ان افتخار مى كرد، و موضوع مكتوم نمى ماند.

علاوه شیعه و سنى روایت كرده اند كه پیغمبر فرمود: «من در زمانى كه آدم در بین آب و گل بود (یعنى وقتى كه او را مى سرشتند) پیغمبر بودم »(كنت نبیا و آدم الماء و الطین.)

علاوه بر این وقتى عیسى در گهواره پیغمبر باشد، و یحیى در كودكى به مقام نبوت برسد، پغمبر نبودن خاتم انبیا قبل از بعثت با افضلیت آن حضرت منافات دارد.

اینكه پیغمبر قبل از بعثت عمل به دین انبیاء سابق نمى نموده است، نیازى به ذكر ندارد. زیرا اگر چنین نباشد، مى باید پذیرفت كه آن حضرت كمبود داشته است، كه آن هم درست نیست. در اخبار هست كه آن حضرت پیش از بعثت بعضى از اعمال و حج را معمول مى داشته است. بعد از بعثت نیز حق این است كه تابع شریعت پیش از خود نبوده است. موافقت با آنها در بسیارى از اعمال، عین متابعت نیست! آیات «ثم اوحینا الیك ان اتبع » و «فبهدیهم » و «شرع لكم من الدین ما وصى به نوحا» همه و همه حمل بر اصول عقاید مى شود، نه فروع احكام و اعمال عبادى، وگرنه جایز نبود آن احكام نسخ شود. بخصوص با ملاحظه آیه «و من یرغب عن ملة ابراهیم الا من سفه نفسه ».

همچنین منظور از«هدایت » در آیه «فبهدیهم اقتده » كلیه امورى است كه همگان بر آن اتفاق دارند، و آن هم اصول عقاید است، چون در غیر این صورت ادیان مختلف بود. از همین جا پاسخ سایر آیاتى كه مخالفین دستاویز قرارداده اند، هم آشكار مى گردد.

فخر رازى دانشمند مشهور سنى در كتاب «معالم اصول الدین » مى نویسد: «حق این است كه محمد پیش از نزول وحى پیرو هیچیك از انبیا نبود. زیرا ادیان پیش ازدین عیسى به وسیله دین وى منسوخ شده بود. دین عیسى هم عنوان اصلى خود را به واسطه ناقلین آن كه به خاطر اعتقاد به تثلیث كافر بودند، از دست داده بود. از این رو آنچه به نام دین عیسى مانده بود، اعتبار نداشت و نمى شد به آن اطمینان كرد. روى این اصل مسلم است كه محمد پیش از بعثت بر دین هیچ كس نبوده است »(حاشیه نقد المحصل (تلخیص المحصل) چاپ مصر ص 111)

به توجه به آنچه مسطور گشت مى گوئیم: پیغمبر اسلام قبل از بعثت به آنچه فرشته مامور خود، «روح القدس » به وى تلقین مى كرد عمل مى نموده است، هر چند جزئیات آن اعمال را ندانیم و تاریخ و احادیث اسلامى نقل نكرده باشد.

او دراصول اعتقادى همچون ابارهیم خلیل یكتاپرست بوده است. همه انبیاء بعد از ابراهیمنیز چنین بوده اند، و به ورش او مى رفتند، و در فروع عملى تابع الهاماتى بوده كه به وسیله روح القدس به وى مى رسیده و آن را معمول مى داشته است.

پس او قبل از بعثت مانند عیسى و یحیى نبى و پیغمبر بود، اما نه رسول و مامور به تبلیغ! رسالت وى در سن چهل سالگى بر فراز كوه حرا آغاز شد.

بهترین گواه بر این كه پیغمبر قبل از بعثت مانند عیسى و یحیى پیغمبر بوده است، حالات و روحیات اوست كه در تورایخ آمده است. زیرا این حالات و روحیات از كودكى و نوجوانى در محیط مكه و میان مردمى آنچنان،كاملا غیر عادى مى نماید، و نظیر آن از هیچیك از اقوام و بستگان خود او حتى عبدالمطلب جدش و عبدالله پدرش و ابوطالب عمویش كه همگى یكتاپرست و موحد بودند، هم دیده نشده و نقل نكرده اند(نگاه كنید به گفتار دانشمند محترم آقاى قاضى طباطبائى در كتاب «جنة الماوا».)

وضع عمومى پیغمبر قبل از بعثت

از آنچه تا كنون گفته شد به این نتیجه مى رسیم كه پیغمبر اسلام یك فرد به تمام معنا خودساخته بود. او زندگى را از صفر شروع كرد. پیش از ولادت پدر جوانش وفات یافت. نج ساله بود مادرش را نیز از دست داد. درنه سالگى سرپرست و غمخوار خود عبدالمطلب جد بزرگوارش بدرود زندگانى گفت، و او به خانه عموى بزرگوارش ابوطالب آمد. در سن دوازده سالگى همراه عمویش ابوطالب به سفر تجارى شام رفت. در همان سن و سال چنان ممحبوبیت یافت كه مردم مكه به وى لقب «امین » دادند.

محمد امین هرگز با مردم مكه و بزم هاى شبانه و عبش و نوشهاى آنها میانه اى نداشت. از آنها كناره مى گرفت و روى به خارج شهر مى نهاد و در افكار عمیقى فرو مى رفت. به پاس زحماتى كه عمویش ابوطالب براى او متحمل شده بود، گوسفندان او را به چرا مى برد، و در اطراف مكه چوپانى مى نمود.

همیشه مشغول به خود بود، و از وضع موجود رنج مى برد. رنج مى برد كه چرا مردان و زنان مكه آلوده اند، و اوقات گرانبهاى خود را به میگسارى و بى بند و بارى مى گذرانند؟ رنج مى برد كه تا كى اكثریت مردم مفلوك عرب باید در منجلاب زندگى مرگ آور غوطه ور باشند، و تا كى باید در این خواب طولانى به سر برند؟ هرچند او فردى از قریش بود، ولى از راه و رسم بت پرستى و مادیگرى آنها سخت در عذاب بود. عذابى كه پیوسته او را مى آزرد.

به طور خلاصه آداب و رسوم خرافى كه میان اعراب جاهلى و به خصوص مردم مكه و قریش معمول بود، چنان او را رنج مى داد كه سالى چند بار پناه به دامنه كوه حرا مى برد، و در آنجا قله كوه به تنهائى مى گذرانید، و به عبادت خداوند اشتغال داشت.

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

    امروز: نفر
    دیروز: نفر
    این ماه: نفر
    ماه گذشته: نفر
    آخرین بازدید:
    كل بازدیدها: نفر
    افراد آنلاین:

    نفر

    اطلاعات پست ها

    آخرین به روز رسانی:
    تعداد پست ها : عدد
    ایجاد صفحه: 24 ثانیه