تبلیغات
زندگینامه ی حضرت محمد (ص) - واقعیت بعثت از دیدگاه شیعه

زندگینامه ی حضرت محمد (ص)

چهارشنبه 1 مهر 1388

واقعیت بعثت از دیدگاه شیعه

نویسنده: arash rastin   

واقعیت بعثت از دیدگاه شیعه

ماجراى بعثت بدان گونه كه قبلا گذشت موضوعى نبود كه یك فرد مسلمان معتقد به آن باشد، و پى برد كه خاتم انبیا چگونه به مقام عالى پیغمبرى رسیده است. ما پس از بررسى هاى لازم از مجموع نقل ها به این نتیجه رسیده ایم كه آنچه در منابع شیعه و احادیث خاندان نبوت رسیده است، واقعیت بعثت را چنان روشن مى سازد كه هیچ یك از اشكالات گذشته مورد پیدا نمى كند.

از جمله احادیثى كه بازگو كننده حقیقت بعثت است و آغاز وحى را به خوبى روشن مى سازد، روایتى است كه ذیلا از لحاظ خوانندگان مى گذرد:

پیشواى دهم ما حضرت امام هادى (علیه السلام) مى فرماید: «هنگامى كه محمد (صلى الله علیه و آله) ترك تجارت شام گفت و آنچه خدا از آن راه به وى بخشیده بودبه مستمندان بخشید، هر روز به كوه حراء مى رفت و از فراز آن به آثار رحمت پروردگار مى نگریست، و شگفتى هاى رحمت و بدایع حكمت الهى را مورد مطالعه قرار مى داد.

به اطراف آسمان ها نظر مى دوخت، و كرانه هاى زمینو دریاها و دره ها و دشت ها و بیابان ها را از نظر مى گذرانید، و از مشاهده آن همه آثار قدرت و رحمت الهى، درس عبرت مى آموخت.

ازآنچه مى دید، به یاد عظمت خداى آفریننده مى افتاد. آن گاه با روشن بینى خاصى به عبادت خداوند اشتغال مى وزید. چون به سن چهل سالگى رسید خداوند نظر به قلبوى نمود، دل او را بهترین و روشنترین و نرمترین دلها یافت.

در آن لحظه خداوند فرمان داد درهاى آسمان ها گشوده گردد. محمد (صلى الله علیه و آله) از آنجا به آسمان ها مى نگریست، سپس خدا به فرشتگان امر كرد فرود آیند، و آنها نیز فرود آمدند، و محمد (صلى الله علیه و آله) آنها را مى دید. خداوند رحمت و توجه مخصوص خود را از اعماق آسمان ها به سر محمد (صلى الله علیه و آله) و چهره او معطوف داشت.

در آن لحظه محمد (صلى الله علیه و آله) به جبرئیل كه در هاله اى از نور قرار داشت نظر دوخت. جبرئیل به سوى او آمد و بازوى او را گرفت و سخت تكان داد و گفت: اى محمد! بخوان. گفت چه بخوانم؟ «ما اقرا»؟

جبرئیل گفت: «نام خدایت را بخوان كه جهان و جهانیان را آفرید. خدائى كه انسان را از ماده پست آفرید (نطفه). بخوان كه خدایت بزرگ است. خدائى كه با قلم دانش آموخت و به انسان چیزهائى یاد داد كه نمى دانست ». پیك وحى، رسالت خود را به انجام رسانید، و به آسمان ها بالا رفت. محمد (صلى الله علیه و آله) نیز از كوه فرود آمد. از مشاهده عظمت و جلال خداوند و آنچه به وسیله وحى دیده بود كه از شكوه و عظمت ذات حق حكایت مى كرد،بى هوش شد، و دچار تب گردید.

از این كه مبادا قریش و مردم مكه نبوت او را تكذیب كنند، و به جنون و تماس با شیطان نسبت دهند، نخست هراسان بود. او ازروز نخست خردمندترین بندگان خدا و بزرگترین آنها بود. هیچ چیز مانند شیطان و كارهاى دیوانگان و گفتار آنان را زشت نمى دانست.

در این وقت خداوند اراده كرد به وى نیروى بیشترى عطا كند، و به دلش قدرت بخشد. بدین منظور كوه ها و صخره ها و سنگلاخها رار براى او به سخن در آورد. به طورى كه به هر كدام مى رسید، اداى احترام مى كرد. و مى گفت: السلام علیك یا حبیب الله! السلام علیك یا ولى الله! السلام علیك یا رسول الله! اى حبیب خدا مژده باد كه خداوند تو را از همه مخلوقات خود، آنها كه پیش از تو بوده اند، و آنها كه بعدها مى آیند برتر و زیباتر و پرشكوه تر و گرامى تر گردانیده است.

از این كه مبادا قریش تو را به جنون نسبت دهند، هراسى به دل راه مده. زیرا بزرگ كسى است كه خداوند جهان به وى بزرگى بخشد، و گرامى بدارد! بنابراین از تكذیب قریش و سركشان عرب ناراحت مباش كه عنقریب خدایت تو را به عالى ترین مقام خواهد رسانید، و بالاترین درجه را به تو خواهد داد.

پس از آن نیز پیروانت به وسیله جانشین تو على بن ابیطالب (علیه السلام) ازنعمت وصول به دین حق برخوردار خواهند شد، و شادمان مى گردند. دانش هاى تو به وسیله دروازه شهرستان حكمت و دانشت على بن ابیطالب در میان بندگان و شهرها و كشورها منتشر مى گردد.

به زودى دیدگانت به وجود دخترت فاطمه (سلام الله علیها) روشن مى شود، و از وى و همسرش على، حسن و حسین كه سروران بهشتیان خواهند بود، پدید مى آیند.

عنقریب دین تو در نقاط جهان گشترش مى یابد. دوستان تو و برادرت على پاداش بزرگى خواهند یافت. لواى حمد را به دست تو مى دهیم، و تو آن را به برادرت على مى سپارى. پرچمى كه در سراى دیگر همه پیغمبران و صدیقان و شهیدان در زیر آن گرد مى آیند، و على تا درون بهشت پرنعمت فرمانده آنها خواهد بود.

من در پیش خود گفتم: «خدایا! این على بن ابیطالب كه او را به من وعده مى دهى كیست؟ آیا او پسر عم من است؟ ندا رسید اى محمد! آرى، این على بن ابیطالب برگزیده من است كه به وسیله او این دین را پایدار مى گردانم، و بعد از تو برهمه پیروانت برترى خواهد داشت. («بحار الانوار» علامه مجلسى - ج 18 ص 205 و ج 17 ص 309 چاپ جدید.)

در این حدیث همه چیز راجع به آغاز كار پیغمبر گفته شده است. جاى تعجب است كه مفسران اسلامى به خصوص مفسران شیعه از این حدیث شریف و نقل آن درتفسیر سوره اقرا غافل مانده اند، با اى نكه نكات جالب و تازه اى از تاریخ حیات پیغمبر را بازگو مى كند، كه مى باید مسلمانان از آن آگاه گردند.

ملاحظه مى كنید كه پیغمبر بدون هیچ گونه تشریفات مادى یا اشكالاتى كه در احادیث اهل تسنن بود، به مقام عالى پیغمبرى رسید. با قدم هائى شمرده و دیدى وسیع و قدرتى خارق العاده به خانه بازگشت.

همین كه وارد خانه شد پرتوى از نور و بوئى خوش فضاى خانه را فرا گرفت. خدیجه پرسید این چه نورى است؟ پیغمبر فرمود: این نور نبوت است. اى خدیجه! بگو لا اله الا الله و محمد رسول الله. سپس پیغمبر ماجراى بعثت را چنانكه اتفاق افتاده بود براى خدیجه شرح داد و افزود كه جبرئیل به من گفت: «از این لحظه تو پیغمبر خدائى ».

خدیجه كه از سالها پیش هاله اى از نور نبوت درسیما درخشان همسر محبوب خود دیده و از كردار و رفتار و گفتار او هزاران راز نهفته و شادى بخش خوانده بود گفت: به خدا دیر زمانى است كه من در انتظار چنین روزى به سر برده ام، و امیدوار بودم كه روزى تو رهبر خلق و پیغمبر این مردم شوى.(مناقب ابن شهر اشوب ج 1 ص 36)

بدین گونه محمد بن عبدالله برازنده ترین مردم قریش كه سوابق درخشان او نزد عموم طبقات روشن و از لحاظ ملكات فاضله و سجایاى اخلاقى و خصال روحى شهره شهر بود، برفراز كوه حراء از جانب خداوند یكتا به مقام عالى نبوت و رهبرى خلق برگزیده شد، و خاتم انبیا گردید.

نظر ما در پیرامون بعثت پیغمبر (ص)

نكته اساسى كه قرآن در نزول وحى به پیغمبر بازگو مى كند، و متاسفانه كسى توجه نكرده است،این است كه همه مفسران اسلامى نوشته اند، و در تمام احادیث نیز هست كه در روز بعثت فقط پنج آیه آغاز سوره «اقرا» بر پیغمبر نازل شد.

این پنج آیه از «اقرا باسم ربك الذى خلق » آغاز مى گردد. و به «مالم یعلم » ختم مى شود. هیچ كس نگفته است «بسم الله » این سوره كى نازل شده؟ و آیا نخستین سوره قرآن بسم الله داشته است یا نه؟ اگر داشته است چرا نگفته اند، و اگر نداشته است آیا بعدها آمده است، یا طور دیگر بوده؟ همگى سؤالاتى است كه پاسخى براى آن نمى بینیم.

ما پس از تحقیقا زیاد به این نتیجه رسیده ایم كه جبرئیل از پیغمبر خواست آیه «بسم الله الرحمن الرحیم » را كه در آغاز سوره بود، به زبان آورد. «اقرا باسم ربك » نیز به همین معنا است. باء «بسم » هم به گفته بعضى از مفسرین زائده است یعنى معنا ندارد و فقط براى زینت در كلام است. درحقیقت جبرئیل پس از قرائت «بسم الله الرحمن الرحیم » از آن حضرت خواست كه نام خدا یعنى بسم الله الرحمن الرحیم را قرائت كند. و آنرا به زبان آورد. ولى چون پیغمبر درآغازكارو اولین برخورد با پیك وحى نمى دانست نحوه قرائت نام خدا كه جبرئیل از وى مى خواست چگونه است، پرسید: ما اقرا؟ یعنى; چه بخوانم، و نام خدا كه باید قرائت كنم چیست و تركیب آن چگونه است؟ جبرئیل بار دیگر تكرار كرد و گفت:«بسم الله الرحمن الرحیم - اقرا بسم ربك الذیر خلق -» یعنى نام خدایت را قرائت كن و بگو بسم الله الرحمن الرحیم.

در این مورد چند حدیث معتبر و بسیار جالب در چند منبع مهم اسلامى و شیعه هست كه از هر نظر جالب مى باشد. ولى جاى كمال تاسف است كه چرا مفسران ما این دو حدیث را در تفسیر سوره «اقرا» نیاورده اند. حدیث اول دركتاب «كافى » باب (فضل قرآن) است كه امام صادق (علیه السلام) مى فرماید: «نخستین چیزى كه بر پیغمبر نازل شد بسم الله الرحمن الرحیم - اقرا بسم ربك بود»!حدیث دوم در «عیون اخلارالرضا» شیخ صدوق از امام هشتم حضرت رضا (علیه السلام) روایت مى كند كه فرمود: «اولین بار كه جبرئیل بر پیغمبر (صلى الله علیه و آله) نازل شد گفت: «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم - بسم الله الرحمن الرحیم - اقرا بسم ربك الذى خلق ...»

حدیث سوم در «محاسن برقى » ج 1 ص 41 ازصفوان جمال روایت مى كند كه گفت حضرت صادق (عله السلام) قرمود: هیچ كتابى ازآسمان نازل نشد مگر اینكه در آغاز آن «بسم الله الرحمن الرحیم » بود.(مفاخر اسلام - تالیف نویسنده - ج 1 ص 368)

با توجه به این سه حدیث ارزنده و گویا، مى گوییم كه پیك وحى الهى سوره اقرا را به عكس آنچه مشهور است نخست هنگام بعثت باشش آیه آورد: آیه اول همان «بسم الله الرحمن الرحیم » بود. و از پیغمبر خواسته بود همان آیه اول یعنى; «بسم الله الرحمن الرحیم » را قرائت كند، یعنى قبل از هر چیز «بسم الله » بگوید و سرآغاز كارنبوت خود را با نام خدا آن هم بدان گونه كه خدا خواسته بود، هماهنگ سازد.

پس «اقرا بسم ربك » یعنى; نام خدایت را بخوان. مطابق نقل على بن ابراهیم قمى در تفسیرش، پیغمبر پرسید چه بخوانم؟ جبرئیل مجددا گفت: «بسم الله الرحمن الرحیم - اقرا بسم ربك الذى خلق ». یعنى نام خدا را كه مامور هستى بخوانى، همین «بسم الله الرحمن الرحیم » است، و پیغمبر بار دوم «بسم الله » را براى نخستین بار خواند و با آن آشنا شد. همان كه خود پیغمبر بعدها به ما دستورداده است كه هیچ كارى را آغاز نكنید مگر این كه اول بگویید: «بسم الله الرحمن الرحیم ».

آرى، هنگامى كه حقایق اسلامى را برگزیدگان الهى بیان كنند، چنین خواهد بود، كه مردم بى خبر را با آنچه واقعیت دارد آشنا مى سازند.

به عبارت روشن تر آنچه خداوند به وسیله جبرئیل در آغاز وحى و اولین لحظه پیغمبرى خاتم انبیا (صلى الله علیه و آله) ازآنحضرت خواسته بود بهزبان آورد و قرائت كند فقط گفتن «بسم الله الرحمن الرحیم » بود! بقیه آیات همان طور كه پیكوحى مخواند مانند مواردبعدیدردم در سیهه مقدس آن حضرت نقش مى بست و دیگر نیازى به تكرار پیغمبر نداشت تا از حفظ كند. این بود واقعیت بعثت از زبان ائمه اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام)، و توضیح ما به طور اجمال.

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

    امروز: نفر
    دیروز: نفر
    این ماه: نفر
    ماه گذشته: نفر
    آخرین بازدید:
    كل بازدیدها: نفر
    افراد آنلاین:

    نفر

    اطلاعات پست ها

    آخرین به روز رسانی:
    تعداد پست ها : عدد
    ایجاد صفحه: 24 ثانیه