تبلیغات
زندگینامه ی حضرت محمد (ص) - معراج پیغمبر (ص)

زندگینامه ی حضرت محمد (ص)

پنجشنبه 9 مهر 1388

معراج پیغمبر (ص)

نویسنده: arash rastin   

معراج پیغمبر (ص)

مساله معراج پیغمبر یعنى عروج و بالا رفتن حضرت از زمین مانند اعتقاد به وجوب ناز و روزه و حج و جهاد و خمس و زكات و امر به معروف و نهى از منك از ضروریات دین اسلام است. معناى «ضروریات » این است كه همه مسلمانان باید معتقد به آن باشند، و هركس آن را انكار كند كافر است. آن هم معراج جسمانى به معراج روحانى، به شرحى كه خواهیم گفت.

شرح اجمالى معراج و عقیده مسلمانان نسبت به آن بدین گونه است كه ما معتقدیم قدرت خداوند مافوق تصور ماست. خداوند بارها در قرآن مجید و كلام حمید خود آن را یادآور مى شود و مى گوید: «خداوند قدرت بر هر چیزى دارد» و «هرگاه اراده كند و به چیزى بگوید بشو، مى شود.»( والله علیكل شى قدیر، ان الله على كل شى قدیر، انما امره ادا اراد شیا ان یقول له كن فیكون.)با توجه به این مطلب مى گوییم: مطابق آیات قرآنى و روایات متواتر اسلامى، خداوند جبرئیل امین را مامور داشت تا در یكى از شبها پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله) را از شهرمكه و مسجد الحرام به وسیله مركبى به نام «براق » به فلسطین و نقطه اى كه بعدها «مسجد القصى » یعنى دورترین مسجد نسبت به مسجد الحرام خوانده شد، ببرد.( راجع به روز و ماه و سال معراج روایات مختلف است. همچنین درباره جائى كه پیغمبر از آنجا اسراء نمود و مطابق صریح قرآن به مسجد اقصى رفت نیز دو نظر هست. بعضى آنرا ازشعب ابیطالب و بیشتر از خانه ام اهانى در شهر مكه، بعضى آنرا در ماه رمضان و برخیدرماه ربیع الاول دانسته اند و آخرین تاریخ آن یكسال قبل از هجرت است.)

پیغمبر با براق وارد مسجد القصى شد، و پس از بازدید آنجا و خواندن نماز، سوار بر براق كه جبرئیل آنرا هدایت مى كرد. به آسمانها پرواز نمود. در اسمانها برخى ازآثار قدرت الهى و مخلوقات آنجا را دید. آنها از ساكنان زمین پرسشها كردند و پیغمبر پاسخ داد. پیغمبر هم از آنها و جبرئیل راهنماى خود راجع به آنچه مى دید سؤال ها كرد و جواب ها شنید. پس از دیدن دیدنى ها و شنیدن شنیدنى ها، با یك دنیا دیدنى ها و گفتنى ها، قبل از طلوع آفتاب به جاى خود در مكه بازگشت.

خدا پیغمبر خاتم و سرور انبیاء رابدین گونه به سیر آسمانها و دیدن عجایب و غرائب عالم بالا برد تا پس ازبازگشت به زمین دیدى دیگر و اطلاعى بیشتر و اعتمادى محكمتر ازهمه پیغمبران داشته باشد،و با رهنمودهائى كه مدهدذ و احكام و قوانینى كه مى آورد یا وضع مى كند، دین او «اسلام » كه آخرین دین الهى است با جامعیت خود تا پایان روزگارباقى بماند، و حلال او تا قیامت حلال و حرام او تا ابد حرام باشد.

بنابر این عروج و رفتن پیغمبر به آسمانها در شب معراج ظرف چند ساعت و بازگشت مجدد آن حضرت به زمین، در اعتقاد ما مسلمین یكى از معجزات بزرگ الهى است. مانند خلقت آدم از گل، اژدرها شدن عصاى حضرت موسى، و جارى شدن 12 چشمه آب گوارا از صخره به وسیله برخورد عصاى موسى به آن، و حامله شدن ساره همسر پیر حضرت ابراهیم و آوردن اسحاق در آن سن و سال (حدود نود سالگى یا بیشتر) و بچه دار شدن حضرت مریم و تولد حضرت عیسى ازمادرى دوشیزه، و رفتن حضرت عیسى و ادریس به امر خدا به آسمان و نشیمن در آنجا، و بیرون آمدن ناقه صالح و بچه آن از لاى سنگ خارا و غیره كه همه برخلاف موازین طبیعى و علم و دانش بشرى و قوانین جارى سیاره ماست، ولى خدا در قرآن صریحا وقوع آنها را اعلام مى دارد و مى فرماید. «این كارها براى من آسان است.»(قال ربك هو على هین و قد خلقتك من قبل و لم تك شیئا - سوره مریم آیه 9)و اما تفصیل مطلب و استدلال ما براى اثبات معراج از آیات قرآنى و روایات اسلامیبدین گونه است كه خداوند در آغاز سوره «اسراء» مى فرماید: پاك و منزه است خدائى كه سیر داد بنده خود را در شبى از مسجدالحرام تا مسجد اقصى كه اطراف آن را پربركت نموده ایم تا قسمتى از آیات و نشانه هائى از قدرت خود را به او نشان دهیم. خدا همه چیز را مى شنود و مى بیند.( سبحان الذى اسرى بعبده لیلا من المسجدالحرام الى المسجد القصا الذى باركنا حوله لنریه من آیاتنا، انه هو السمیع العلیم. سوره اسرى آیه اول)

تفسیر بیشتر این سیر فضائى و سفر شگفت انگیز آسمانى ضمن چند آیه در آغازسوره مباركه «والنجم » آمده است، و در پایان خدا مى فرماید: «پیغمبر در آن شب قسمتى از آیات بزرگ خداى خود را دید»( لقد راى من آیات ربه الكبرى - سوره والنجم آیه 17)

در احادیث و روایاتیكه از پیغمبر (صلى الله علیه و آله) و ائمه طاهرین (علیهم السلام) در تفسیر آیات معراج در آغاز دو سوره یاد شده آمده است، توضیح بیشترى راجع به مساله معراج مى دهدكه البته بسیارى از روایات ضعیف و مجعول و «اسرائیلیات » هم در میان آنها دیده مى شود. زیرا نظر به اینكه مساله معرج موضوع شگفت انگیزى بوده، دوستان نادان یا دشمنان داناى اسلام پیرایه ها بر آن بسته اند.به طورى كه مى توان گفت واقعیت معراج در لابلاى انبوه احادیث مربوط به آن پوشیده مانده است. و لى از صریح آیات قرآنى و احادیث صحیح اسلامى كه در تفسر آنها دردست داریم واقعیت معراج را مى توانیم به طور خلاصه چنین بیان كنیم: پیغمبراسلام به امر خداوند و راهنمائى جبرئیل در شبى از شبها سوار بر مركبى به نام «براق » كه سرعتى مافوق تصور داشته است از مسجدالحرام یعنى شهر مكه به پرواز درآمد و به فلسطین رفت. در فاصله این دو معبد الهى پیغمبر با راهنمائى جبرئیل كه از جانب خداوند مامور این كار شده بود، توانست شهرها و نقاط مختلف میان راه و شهر اورشلیم ( اورشلیم نام عبرى شهر بیت المقدس است. در تورات و انجیل به همین نام آده است. اورشلیم از دو كلمه تركیب شده: «اور» كه در زبان پارسى ایران باستان به معنى شهر بوده و «سلیم » كه نام مردى از اعراب كنعانى یعنى سكنه اصلى فلسطین پیش از آمدن بین اسرائیل از مصر به فلسطین مى باشد. مطابق تحقیقاتى كه به عمل آمده سالم یا سلیم عرب این شهر را در زمانى كه فلسطین جزو متصرفات پادشاهان هخامنشى بود بنا كرد، و چون حكمران فلسطین ایرانى بود و زبان ایران باستان كه قوم غالب بودند شیوع داشته،لذا شهر مزبور را به فارسى «اورسالم » یا «اورسلیم »یعین شهر سالم یا سلیم خواندند.

چون حرف سین در زبان عبرى شین است، اورسلیم را «اورشلیم » خواندند كه هنوزهم قوم یهود بیت المقدس را به زبان تورات كنونى كه بعدها تدوین شد، بدین نام مى خوانند.

اگر دلیل قوم یهود بر سابقه مالكیت فلسطین از جمله این اسم عبرى شهر بیت المقدس باشد، باید گفت خود این دلیل است كه آنها چنین حقى ندارند. زیرا اولا شهر را سلیم یا سالم عرب از سكنه بومى فلسطین ساخته بود، ثانیا در آن موقع فلسطین ازمتصرفات ایران بودن، به دلیل كلمه فارسى «اور». علیهذا ما ایرانیان پیش از آمدن بنى اسرائیل به اورشلیم آن را در اختیار داشته ایم. ولى ما چنین حقى به خود نمى دهیم، چون اشغالگر بوده ایم، همان طور كه بنى اسرائیل هم مهاجرین اشغالگر بوده اند، ولى از آن زمان تا كنون مالكین اصلى فلسطین مردم عرب بوده و مى باشند. ) و معابد و نقاط دیدنى و مذهبى آن جا را كه محل سكونت و دفن حضرت ابراهیم نیاى اعلاى آن حضرت و پیغمبران دیگر از دودمان ابراهیم مانند اسحاق و یعقوب و یوسف و داود . سلیمان و زكریا و یحیى و غیره و زادگاه حضرت عیسى بود، ببیند، و در محرابهاى آن اماكن مقدسه كه یادگار پیغمبران پیشین بود نماز گزارد. آن گاه دوباره سوار براق شد و در حالى كه جبرئیل هدایت آن را به عهده داشت به آسمان عروج كرد.

در آسمانها پیغمبر خاتم كه سرآمد انبیاى الهى بود با پیغمبران پیشین و ساكنالن هر آسمان ملاقات كرد، و هرجا به ناز ایستاد، همه به او اقتدا كردند. در آن شب خداوند قسمتى ازعجائب خلقت خود را در صحنه پهناور آفرینش به پیغمبر خاتم نشان داد تا پس از بازگشت به زمین با دیدى دیگر به جهان و جهانیان بنگرد، و با زبانى دیگر و با قلبى آگاهتر از وسعت دائره خلقت و موجودات الهى در زمین و آسمانها و هوا و فضا، با مردم سخن بگوید. تا از این راه قادر باشد بار گران نبوت آخرین، و مسؤولیت سنگین خاتمیت و هدایت نهائى جامعه انسانى را چنان كه مى باید به منزل مقصود رسانده و ایفا نماید.

چنانكه پس از آن سفر تاریخى و شگفت انگیز كه نصیب هیچ آفریده اى و پیغمبرى نشده بود و فقط او كه خاتم پیغمبارن بود، به آن توفیق یافت، در فرصتهاى مناسب از آنچه در شب معراج دیده بود سخن مى گفت و سطح افكار مسلمین را بالا مى بردتا نپندارند كه جهان همین زمین زیر پاى آنها است و آنچه كه در زمین است و آنها دیده و مى بینند. بلكه گذشته از آنچه آنها دز زمین ندیده اند،و خصوص آنچه در بالاى كره زمین است، جهانى به مراتب بزرگتر از زمین و زمینیان مى باشد.

این خلاصه اى از اعتقاد مسلمانان راجع به مساله معراج پیغمبر خاتم (صلى الله و آله) است كه آنرا به عنوان یك معجزه بزرگ الهى، یعنى كارى كه از حوزه اندیشه و قدرت بشر خارج است پذیرفته ایم.( نگاه كنید به توضیحات ما، تحت عنوان «معراج از دید علمى » در پایان كتاب)

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

    امروز: نفر
    دیروز: نفر
    این ماه: نفر
    ماه گذشته: نفر
    آخرین بازدید:
    كل بازدیدها: نفر
    افراد آنلاین:

    نفر

    اطلاعات پست ها

    آخرین به روز رسانی:
    تعداد پست ها : عدد
    ایجاد صفحه: 24 ثانیه