تبلیغات
زندگینامه ی حضرت محمد (ص) - بهانه جوئى هاى قریش و پاسخ قرآن مجید

زندگینامه ی حضرت محمد (ص)

یکشنبه 12 مهر 1388

بهانه جوئى هاى قریش و پاسخ قرآن مجید

نویسنده: arash rastin   

بهانه جوئى هاى قریش و پاسخ قرآن مجید

قریش كه خود را در مبارزه با آیات قرآنى آن هم بابیانات نافذ و دلنشین پیغمبر درمانده مى دیدند، از در بهانه جوئى نظیر بهانه جوئى هاى بنى اسرائیل با حضرت موسى به منظور عاجز كردن پیغمبر برآمدند. قسمتى ازآنها را قرآن بازگو مى كند.

از جمله گفتند: این چه پیغمبرى است كه مانند دیگران مردمان غذا مى خورد و در بازارها راه مى رود؟ چرا فرشته اى به سوى او نازل نمى شود تا به كمك وى مردم را از كیفر اهلى بیم دهد؟ چرا گنجى به او داده نمى شود، و چرا باغى پر از میوه ندارد تا هرچه میوه خواست از آن بخورد؟ سپس آن ستمكاران گفتند: اى مردم! شما از شخصى ساحر پیروى مى كنید.

اى پیغمبر ! ببین چگونه بهانه جویى مى كنند و گمراه مى شوند و نمى خواهند راه راست را پیدا كنند اگر خدا بخواهد بهتر از اینها را براى تو فراهم مى كند.

ما پیش از تو هر پیغمبرى فرستادیم غذا مى خوردند و در بازارها راه مى رفتند( سوره فرقان آیات 7 تا 10 و آیه 20) و گفتند: ما هرگز به تو ایمان نمى آوریم مگر اینكه چشمه پرآبى از زمین براى ما بیرون آورى. یا باغى ازنخل و انگور داشته باشى و نهرهاى پرآب از میان درختان پدید آید. یا چنان كه مى پندارى عذابى از آسمان بر سر ما فرود آورى. یا خدا و فرشتگان را آورده و به ما نشان دهى!

یا اینكه خانه اى از طلا داشته باشى، یا به آسمان پرواز كنى. تازه بالا رفتنت را باور نمى كنیم مگر اینكه كتابى از آسمان بیاورى تا آن را بخوانیم. اى پیغمبر! بگو خداى من از این نسبتها و خواسته هاى نابجا بركنار است، و آیا من جز بشرى كهخدا به سوى شما فرستاده است، هستم؟ چیزى كه باعث شده است كه مردم پس از دیدن حقیقت ایمان نیاورند این است كه مى گویند: آیا خداوند بشرى را پیغمبر خود كرده است؟( سوره اسراء آیات 90 تا 93)

در واقع مشركین تصور مى كردند یا بهانه مى آوردند كه باید پیغمبر و فرستاده خدا فرشته باشد. چطور ممكن است یك فرد بشر پیغمبر خدا شود كه مانند دیگران غذا بخورد و راه برود؟ !

خدا درآخر سوره كهف مى فرماید: «پیغمبر بگو! من بشرى مثل شما هستم با این فرق كه به من وحى مى شود».

دراعتقاد ما مسلمین پیغمبران قبل از آن كه به آنها وحى شود، و پیك وحى بر آنها نازل گردد از لحاظ عدم آگاهى از غیب و انجام دادن كارهاى خارق العاده مانند افراد بشر هستند، با این فرق كه خداوند در مواقع ضرورى و موارد لازم وحى مى فرستد، و با نزول وحى و راهنمایى جبرئیل امین، از غیب خبر مى دهد، و كارى مى كند كه سایر افرادربشر از انجام آن عاجز هستند و همین نیز معناى «معجزه » است.( در اعتقاد ما شیعیان ائمه معصومین علیهم السلام هم در مواقع عادى از این جهات مانند سایر افراد بشر هستند، ولى هرگاه مورد سؤال واقع شوند، یا ضرورت ایجاب كند، خداوند پرده طبیعت را از جلو چشم آنها به یك سو زده و همین كه اراده كنند، فهم اشیا و علم لدند را به آنها عطا نموده و قادر بر انجام كار خارق العاده خواهند بود.)

بارى قریش هر بهانه اى مى آوردند خداوند با نزول آیات قرآنى آن را بازگو مى كرد و به پیغمبر مى فرمود به آنها چنین بگو: بگو من هم بشرى مانند شما هستم، طلا و باغ پرمیوه با باید با كار و كوشش به چنگ آورد. پرواز به آسمان و سایر كارهاى مشابه هم لغو و عملى غیر معقول است و دردى را دوا نمى كند.

به من وحى مى شود، و این آیات قرآنى كه مشتمل بر حكمتهاى الهى و فرمان هاى خداوند است، بهترین گواه من است. به خصوص كه قرآن با این كه عربى است ولى در سطحى است كه هیچ شباهت به سخنان شما و دانایانتان ندارد...

قریش كه از مبارزه با قرآن طرفى نبستند درآخر صلاح را در این دیدند كه مردم را از شنیدن آیات قرآنى منع كنند، و به عبارت دیگر استماع قرآن را تحریم نمایند، تا از این راه جلو پیشرفت اسلام و نفوذ قرآن و مسلمانان شدن افراد خود را بگیرند.

به همین جهت به مردم مكه و كسانى كه به مكه مى آمدند وانمود مى كردند كه گفتار پیغمبر وحى آسمانى نیست. مبادا به آن گوش فرا دهید كه باعث گمراهى تان مى شود، و هرگاه آن را شنیدید سر و صدا به راه اندازید تا آن را از اثر بیندازید.( و قال الذین كفروا لا تسمعوا لهذا القرآن و الغوا فیه لعلكم تغلبون. سوره فصلت آیه 26)

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

    امروز: نفر
    دیروز: نفر
    این ماه: نفر
    ماه گذشته: نفر
    آخرین بازدید:
    كل بازدیدها: نفر
    افراد آنلاین:

    نفر

    اطلاعات پست ها

    آخرین به روز رسانی:
    تعداد پست ها : عدد
    ایجاد صفحه: 24 ثانیه