تبلیغات
زندگینامه ی حضرت محمد (ص) - مسلمانان مهاجر در حبشه

زندگینامه ی حضرت محمد (ص)

پنجشنبه 23 مهر 1388

مسلمانان مهاجر در حبشه

نویسنده: arash rastin   

مسلمانان مهاجر در حبشه

پس از آنكه مسلمانان وارد خاك حبشه شدند، به گفته خودشان كه در اشعار خویش یادآور شده اند، درآن سرزمنى وسیع و دور از چشم قریش واسیب كسان و همشهریان خود، زندگى آرامى را آغاز كردند. آنجا براى آنها دیگر كانون خطر نبود. هرچند در غربت و دور از وطن بسر مى بردند، ولى در عوض، این لذت و خوبى را براى آنان داشت كه هم از نظر حفظ ایمان و عقیده شان در امان بودند، و هم از لحاظ شخص خود وزن و فرزندشان آرامش و آسایش كامل داشتند. دورنمائى از وضع آنها را به هنگام اقامت در حبشه مى توان در سخنان ام سلمه یكى ازبانوان مهاجر كه بعدها به همسرى رسول خدا درآمد دید كه مى گوید:

«ما چون در سرزمین حبشه فرود آمدیم در پناه نجاش كه بخوبى از ما حمایت مى كرد به سر بردیم. در حفظ دین خود تامین داشتیم، و آزادانه خدا را پرستش مى كردیم. نه آزادى مى دیدیم، و نه چیزى مى شنیدیم كه باعث نارحتیمان شود»(لما نزلنا ارض الحبشه جاورنا خیر جار النجاشى، امنا على دیننا، و عبدنا الله تعالى، لانؤذى و لا نسمع شیئا نكرهه. سیره ابن هشام جلد 1 ص 222)

بعضى از مسلمانان چون در حبشه خود را در پناه امن و امان نجاشى آسوده خاطر یافتند، و دیدند كه در آن سرزمین پهناور به عكس محیط تنگ و پر اختناق مكه مى توانند با آزادى و فراغت بال خداى یگانه را پرستش كنند، و از كسى هم بیم نداشته باشند، احساسات خود را طى اشعارى سرودند كه در تاریخ به یادگار مانده است.

از این اشعار به خوبى پیداست كه به گفته ابن هشام، نجاشى مقدم آنها را گرامى داشته، و دستور داده بود با اطمینان و بدون هیچگونه نگرانى و تشویش خاطر در كشور او به سر برند.

«عبدالله به حارث بن قیس بن عدى » از قبیله بنى سهم در اشعار خود مى گوید:

- اى رهگذر! پیام مرا به كسانى كه مى خواهند پیام خدا و دین او را بشنوند برسان، خاصه به آن دسته از بندگان خدا كه در شهر مكه با ناراحتى و شكنجه به سر مى برند.

- به آنها بگو كه ما سرزمین خدا را وسیع یافتیم، و مى توانیم از خوارى و تحقیر و نابسامانى در امان باشیم.

- پس شما به ما بپیوندید و تن به خوارى ندهید، و با ذلت و ننگ نمیرید.

- جرم ما این بود كه از پیغمبر خدا پیروى كردیم، و آنها سخن پیغمبر را نشنیده انگاشتند، و مسؤولیت بیشترى را براى محاسبه روز باز پسین به عهده گرفتند.

- اى خداى مهربان! عذاب خود را بر قریش فرود آور كه سركشى كردند. ما از اینكه كار آنها بیش از این بالا گیرد و بیشتر سركشى كنند، به تو پناه مى بریم.

«عبدالله بن حارث » كه خود را ازتعقیب سنگدلان قریش در آرامش خاطر مى دید، طى قطعه دیگرى از این كه آنها را ناگزیر ساختند شهر و دیار خود را رها سازند، و تن به غربت دهند، سخت مى نالد، و برخى از سران فامیل خود را مورد نكوهش قرار مى دهد.

باز همین عبدلله بن حارث سران مشرك و بى رحم قریش را با خشم یاد مى كند و در قطعه دیگرى مى گوید:

- قریش باسرسختى حقى را كه خداى یگانه بر آنها داشت انكاركردند، همان طور كه پیش از آنها قوم عاد و مردم مدین و قوم حجر با خداى خود درافتادند.

- اگر من یاد خدا را آشكار نسازم، چنان مى بینم كه هیچ زمین و دریائى جاى نشیمن من نیست.

در سر زمینى كه بنده خدا به سر مى برد، همین كه دعوت حق به من رسید، من عقیده خود را آشكار ساختم.

«عثمان بن مظعون » نیز پسر عمویش «امیه بن خلف » را كه در میان فامیل خود بسیار متنفذ و سرشناس و او را به جرم مسلمانى سخت آزرده بود، در قطعه اى مورد سرزنش و توبیخ قرار داده و از جمله مى گوید:

-تو باعث شدى من از شهرمكه محل امن خدا بیرون آیم، و در سرزمین غربت به سر برم.

- تو با مردمى بزرگوار و عزیز در افتادى، و كسانى را كه از ایمانشان بیم داشتند به هلاكت رساندى.

-اگر در آینده حوادث دنیا تو را باقى گذاشت، و اراذل و اوباش مكه را با خود همراه دیدى خواهى دید كه چه عمل زشتى مرتكب شده اى.(سیره ابن هشام - جلد 1 ص 220 221)

نجاش دستور داده بود مسلمانان كه براى نجات خویش روى به كشور او آورده اند، كاملا در امان باشند. حتى گاهى به جعفر بن ابیطالب پیغام مى داد كه اگر نیازى دارند تذكر دهند تا برایشان تامین كند.

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

    امروز: نفر
    دیروز: نفر
    این ماه: نفر
    ماه گذشته: نفر
    آخرین بازدید:
    كل بازدیدها: نفر
    افراد آنلاین:

    نفر

    اطلاعات پست ها

    آخرین به روز رسانی:
    تعداد پست ها : عدد
    ایجاد صفحه: 24 ثانیه