تبلیغات
زندگینامه ی حضرت محمد (ص) - نیرنگى كه عمرو عاص به كار برد

زندگینامه ی حضرت محمد (ص)

یکشنبه 26 مهر 1388

نیرنگى كه عمرو عاص به كار برد

نویسنده: arash rastin   

نیرنگى كه عمرو عاص به كار برد

عمرو عاص كه سخنگوى اعزامى قریش بود، وقتى دید از ماموریت خود نتیجه اى نگرفت و با دست خالى به مكه باز مى گردد،دست به دو نیرنگ جالب زد كه یكى به سود خود و دیگرى تا حدى براى انتقام از نجاشى بود.

دسیسه اول این مرد حیله گر این بود كه بیم داشت مبادا هنگام بازگشت و در میان كشتى بار دیگر شیرین كارى عمارة بن ولید با او و زنش تجدید شود. به همین جهت وقتى خواست از دربار خارج شود متوجه شد كه زنان دربار تحت تاثیر زیبایى عمارة قرار گرفته و فریفته او شده اند و به وى دل بسته اند. او نیز عماره را تحریك كرد كه با یكى از خانمها تماس گرفته و هنگام عشقبازى از وى بخواهد شاید آنها نزد نجاشى وساطت كنند.

عمارة نیز كه درآمد و رفت چند روزه به دربار نظر مساعد خانمهاى دربار و حتى ملكه را به خود جلب كرده و با آنها تماس برقرار ساخته بود، چندان به آنها نزدیك شد و نظر آنها را جلب كرد كه شیشه اى از عطر مخصوص پادشاه را به رسم هدیه به او بخشیدند. عماره نیز آن را به عمروعاص نشان داد. عمروعاص بااطلاع از این معنا بار دیگر از نجاشى وقت خواست و به او گفت: دوست من با ملكه رابطه برقرار ساخته تا جائى كه عطر خاص شخص شاه را براى او فرستاده است و هم اكنون در اختیار اوست.

نجاشى دستور داد تحقیق كنند و چون صحت موضوع مسلم شد، گفت: مجازات این مرد خائن این است كه او را با ماده سمى خاصى تنقیه كنند، تا عقل خود را از دست بدهد و دیوانه وار رو به بیابانها بگذارد!

همین كار را كردند و عماره جوان زیبا و خوش قد و بالاى قریش و یكى از اعضاى هیات اعزامى مشركان دیوانه شد و رو به بیابانها نهاد و با حیوانات وحشى مانوس گردید.

او به همین گونه بود تا جماعتى از قبیله او «بنى مخزوم » به حبشه آمدند و از نجاشى اجازه گرفتنداو را پیدا كرده با خود به مكه باز گردانند. وقتى او را یافتند، چندان در نزد آنها بى تابى كرد تا جان داد. به دنبال دستگیرى عمارة بن ولید، عمروعاص و عبدالله بن ابى ربیعه نیز با سرشكستگى و بدون اخذ نتیجه به مكه و نزد مشركان باز گشتند.( تاریخ یعقوبى - جلد 2 ص 17)

كار دیگرى كه عمروعاص كرد وباید آن را الز دسیسه هاى او دانست این بود كه سرانجام اذهان درباریان و اسقف هاى نجاشى را نسبت به او مشوب ساخت. عمرو عاص به آنها وانمود كرد كه پادشاه حبشه تحت تاثیر سخنان جعفر بن ابیطالب مسلمان شده است، و مانند مسلمانان عقیده دارد كه عیساى مسیح بنده خدا است، نه فرزند او، و بدان گونه كه نصارا مى پندارد.

این معنا موجب شد كه مردى به دعوى سلطنت برخاست و بر ضد نجاشى شورش كرد و كار به جنگ كشید. مسلمانان از این پیشامد سخت ناراحت شدند، و براى اطلاع از سرانجام كار «زبیر بن عوام » را كه جوان ترین افراد مهاجران و خود داوطلب شده بود، فرستادند تا ناظر جریان باشد و به آنها خبر دهد.

زبیر به طرز خاصى به میان شورشیان راه یافت. زیرا آنها در آن سوى رود نیل كه از حبشه مى گذرد، گرد آمده بودند. زبیر مشكى را باد كرد و آن را به سینه بست و خود را بهنیل افكند واز آن سوى رود سر در آورد و به محل اجتماع دو جبهه رسید. چیزى نگذشت كه زبیر بازگشت و خبر داد كه در این كشمكش نجاشى پیروز شده، و شورش را سركوب كرده است.( سیره ابن هشام - جلد 1 ص 221 و كامل بن اثیر جلد 2 ص 55)

هنگامى كه ابوطالب آگاهى یافت نجاشى مسلمانان را به نیكى پذیرفته و تحت حمایت خود قرار داده است به نقل امین الدین طبرسى در «اعلام الورى » و سید فخارى موسوى در كتاب «ایمان ابوطالب » صفحه 18 ابیات زیر را گفت و براى تشویق و تقدیر از وى به حبشه فرستاد:

اى پادشاه حبشه! بدان كه محمد ما پیغمبریست مانند موسى بن عمران و عیسى بن مریم.

- محمد آئینى براى هدایت بندگان خدا آورده است، همانند دینى كه آنها آودند. بنابراین هر كدام آنها مردم را هدایت مى كنند و از گمراهى نگاه مى دارند.

- شما نام و نشان او را در كتاب آسمانى خود مى خوانید، آنهم به عنوان داستانى راستین نه چون حدیثى از روز وهم و گمان.

- پس براى خدا شریكى قرار ندهید و اسلام بیاورید كه راه حق تاریك نیست.( تعلم میلیك الجش ان محمدا نبى كموسى و المسیح بن مریم اتى بالهداى مثل الذى ابیابه فكل بامرالله یهدیو یعصم و انكم تتلونه فى كتابكم بصدق حدیث لا حدیث المرجم فلا تجعلوالله ندا و اسلموا فان طریق الحق لیس بمظلم)

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

    امروز: نفر
    دیروز: نفر
    این ماه: نفر
    ماه گذشته: نفر
    آخرین بازدید:
    كل بازدیدها: نفر
    افراد آنلاین:

    نفر

    اطلاعات پست ها

    آخرین به روز رسانی:
    تعداد پست ها : عدد
    ایجاد صفحه: 24 ثانیه