تبلیغات
زندگینامه ی حضرت محمد (ص) - تجارت قریش

زندگینامه ی حضرت محمد (ص)

سه شنبه 8 اردیبهشت 1388

تجارت قریش

نویسنده: arash rastin   

سرزمین مكه فاقد تولید بود. نه زمین قابل كشتى داشت، و نه كالا و فراورده هائى كه خود مصرف كنند و به دیگران عرضه نمایند. از این روز ساكنان مكه به كار تجارت و سوداگرى اشتغال داشتند و زندگى خود را با وارد ساختن نیازمندیهاى خویش از خارج تامین مى نمودند. وجود مكه و تقدسى كه در میان قبایل عرب جاهلى داشت، و منطقه حرم كه جایگاه امنى بود، و آمد و رفت قبائل عرب از نقاط مختلف عرب نشین به مكه چه براى پرستش بت هاى خود و چه به منظور شركت در مراسم سالانه حج كه در ماه رجب و ذى حجه انجام مى گرفت، زمینه خوبى براى تجارت تجار عرب و مبادلات تجارى آنها بود. تجارت حجاز تقریبا در اختیا مردم قریش یعنى مردم مكه و اشراف طائف بود. تجارت قریش با فلسطین و سوره (شامات) در شمال، و با یمن در جنوب بود، و گاهى تجار از راه دریا به حبشه، و از راه نجد به حیره (عراق) تا مدائن پایتخت ایران ساسانى بود، و شاید به داخله ایران هم آمد و رفت مى كردند. حتى با روم و مصر و هند هم رابطه تجارى داشتند.

تجار مكه تابستانها را به شمال مى رفتند كه آب و هوائى خوش داشت، و زمستانها كه هوا سرد بود، راهى جنوب مى شدند. خداوند زندگى آنها را بدین گونه تامین مى كرد و در قرآن مجید سوره قریش مى فرماید: «براى این كه قریش با هم مانوى شوند (و دلهاشان با هم) الفت گیرد (آنها را به اندیشه سفر تجارت انداختیم) الفت یافتن آنها نسبت به هم در سفر تابستانى و زمستانى آنان تامین مى شد. پس قریش باید صاحب این خانه (كعبه) را پرستش كنند، خدائى كه آنها را از گرسنگى نجات بخشید، و طعام داد، و از بیم و هراس ایمن ساخت ». (بسم الله الرحمن الرحیم لایلاف قریش، ایلافهم رحلة الشتاء و الصیف فلیعبدوا رب هذا البیت، الذى اطعمهم من جوع، و آمنهم من خوف.)

بازرگانان قریش در سفرهاى تجارى خود از بیابان هاى هولناك و مخوف مى گذشتند، و صدها فرسخ راه را مى پیمودند. بیابان ها و دشت هاى سوزان و بهت انگیزى كه در همه جاى آن سكوت مطلق حكمفرما بود. نه راهى، نه آبى و درختى ، و نه آبادى و نشانه اى.

فقط هنگام سفر به شمال یا بازگشت از آنجا از «خیبر» و از شهر «مدینه » عبور مى كردند، و در موقع سرازیر شدن به جنوب «طائف » واقع در دوازده فرسخى مكه را مى دیدند، و بعد هم وادى «تهامه » و نقطه مسكونى آنجا را.

در سمت چپ حركت آنها هنگام بیرون رفتن از شهر مكه سواحل «بحر احمر» و دریاى سرخ، و در سمت غرب، دشت هاى بى كران و شنزارهاى سوزان و كوه ها و دره هاى مخوف فراوان وجود داشت، و آن طرف تر خلیج فارس، و در جنوب دریاى عمان واقع بود.

تجار مكه در سفرهاى تجارى خود، از وجود اعراب بدوى كه به خوبى از راه هاى صحرا و منازل میان راه آگاه بودند، براى راهنمائى و حمایت كاروان هاى خود استفاده مى كردند.

تجارت قریش در بازارهاى ده گانه آنها در نقاط مختلف عربستان از شمال یعنى شامات تا جنوبى ترین نقطه عربستان یعنى یمن و حضرموت انجام مى گرفت. اعراب در «اسواق » و بازارهاى خود ضمن تجارت و مبادله كالاى خود، به مفاخرت قبیله اى و خودنمائى و ارائه جنبه هاى مادى و معنوى خویش مى پرداختند. این مفاخرت ها ضمن اشعار نغز و دلكش آنان و خطابه هاى پر شورشان، به خوبى نمایان بود.

معروف ترین این بازارهاى فصلى، «سوق عكاظ » بود كه پیغمبر (صلى الله علیه و آله) نیز در ایام جوانى، در آن شركت داشته است.

بازارهاى ده گانه عرب

با اینكه راجع به اسواق عرب و نقش این بازارها به خصوصبازار عاكاظ در دادوستد و ارائه شعر و خطابه و مفاخرت قبیله اى اشاره نمودیم، و باز هم یادآور خواهیم شد، مع الوصف مناسب مى دانیم جداگانه هم از آنها یاد كنیم.

«سوق » در زبان عربى به معناى بازار وجمع آن «اسواق » است. اسواق عرب، ده بازار بزرگ و همگانى فصلى بوده كه رد زمان جاهلیت یعنى دوران پیش از ظهور اسلام درنقاط مختلف عربستان شهشرت داشت. در حقیقت عرب را مى توانستد در این بازارها شناخت.

اسواق عرب پس از مراسم حج آنها كه در ماه رجب و ذى الحجه در مكه و عرفات و منا انجالم مى گرفت، و شعار بزرگ قبائل عرب بود، مهمترین مرسم و كنگره بزرگ آنها در ماه هاى مختلف سال به شمار مى رفت.

محل برگزارى بازرهاى دهگانه عرب در كشور كنونى اردن،یمن، عدن، حضرموت، بحرین، مسقط و عمان و نجد یعنى عربستان كنونى بود.

در این قلمرو وسیع شبه جزیره تقریبا از مجموع قبائل عرب اعم از بت پرست و نصرانى و یهودى و ستاره پرست و پیروان سایر ادیان و عقاید خرافى، از شام و عراق و یمن و بحرین و سواحل خلیج فارس و نجد و یمامه و تهامه و حجاز شركت مى جستند.

برنامه كار آنها و شركت در این بازرها این بود كه از ماه ربیع الاول آغاز مى گردید تا در ماه ذى الحجه پس از شكت در آخرین بازرها بتوانند به مكه بیایند و در مراسم حج حضور یابند و بعد از پایان موسمبه میان قبایل خود در نقاطى كه خواهیم شناخت، بازگردند.

بنابراین قبایل عرب در دوره سال شخصیت و منافع مادى و معنوى خود را بدین گونه تامین مى كردند. این غیر از سفرهاى تجارى عرب به یمن و شام و ایران و حبشه و دیگر نقاط بود.

تجار عرب كالاهاى خود را كه از این كشورها مى آوردند اغلب در اسواق دهگانه خود عرضه مى كردند و بقیه شركت كنندگان نیز آنها را با فرآورده هاى خود مبادله مى نمودند.

یعقوبى مورخ مشهور «بازارهاى دهگانه عرب را كه در آنها براى مبادله تجارى و داد و ستد خود اجتماع مى كردند، و سایر مردم هم در آنها گرد مى آمدند، و بدان وسیله از تامین خون ومال خود برخوردار مى گشتند» بدین سان شرح مى دهد:

1- یكى از بازارهاى دهگانه عرب در دومة الجندل در ماه ربیع الاول برگذار مى شد. رؤساى این بازار از دو قبیله غسانى و بنى كلب بودند.

2- بازار مشقر واقع در هجر در بحرین بود كه در ماه جمادى الاولى گشایش مى یافت، و قبیله بنى تمیم آن را برگذار مى نمود.

3- بازار صحار (شهرى واقع در كنار دریا درمسقط و عمان) در اولین روز ماه رجب افتتاح مى شد.

4- بازار ریا عرب از بازار صحار سرازیر مى شدند به بازار ریا، و آل جلندى حكمرانان آنجا از آنها مالیات مى گرفتند.

5- بازار شحر (در ساحل دریاى هند در خاك یمن در سرزمین مهره) بازار آنجا در سایه كوهى كه قبر حضرت هود (علیه السلام) در آن واقع است، به وسیله اعراب مهره برگذار مى شد.

6- بازار عدن در روز اول ماه مبارك رمضان برگذار مى گردید، و تجار از آنجا عطر به سایر نقاط مى بردند.

7- بازار صنعاء در نیمه ماه مبارك رمضان افتتاح مى شد.

8- بازار رابیه درحضر موت در جنوب یمن برگذار مى گردید.

اعراب با محافظ به آنجا مى رفتند. زیرا حضر موت مملكت نبود، و قبیله كنده آن را برگذار مى نمودند و به حفاظت از آمد و رفت مردم برمى خواست.

9- بازار عكاظ واقع در بالاى سرزمین نجد بود. عرب درماه ذى القعده در بازار عكاظ اجتماع مى كردند. در این بازار قریش و سایر قبائل عرب گرد مى آمدند، و بیشتر آنها اعراب مضرى بودند. در بازار عكاظ بود كه قبایل عرب اقدام به مفاخرت مى نمودند.

10- بازار ذى المجاز عرب از بازار عكاظ و ذى المجاز براى شركت در مراسم به سوى مكه سرازیر مى شدند.

مشهورترین این بازارها كه در تاریخ اسلام از آن سخن رفته است همان بازارعكاظ بود. چون تمام قبائل پس از شركت در بازارهاى دیگر در آخر به «سوق عكاظ » مى آمدند و در آنجا بود كه به مفاخرت و ایراد شعر و خطابه و شناسائى و شناساندن خود مى پرداختند.

پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله) نیز در این بازار حضور یافته بود و پس از اعلام نبوت و شكت و دیدنى هاى خود در بازار عكاظ یاد مى كرد.

به طور خلاصه قبائل عرب از شمال و غرب براى شركت در بازارهاى خود به حركت در مى آمد و سرانجام بیشتر آنها (غیر از یهودیان و نصرانى ها و ستاره پرستان) وارد مكه مى شدند، و پس از شركت در موسم و طواف خانه كعبه و زیارت بعضى از بتهاى خود به اوطان خویش بازمى گشتند.

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

    امروز: نفر
    دیروز: نفر
    این ماه: نفر
    ماه گذشته: نفر
    آخرین بازدید:
    كل بازدیدها: نفر
    افراد آنلاین:

    نفر

    اطلاعات پست ها

    آخرین به روز رسانی:
    تعداد پست ها : عدد
    ایجاد صفحه: 24 ثانیه