تبلیغات
زندگینامه ی حضرت محمد (ص) - سفر پیغمبر به طائف

زندگینامه ی حضرت محمد (ص)

سه شنبه 12 آبان 1388

سفر پیغمبر به طائف

نویسنده: arash rastin   طبقه بندی: مذهبی، 

سفر پیغمبر به طائف

بعد از وفات ابوطالب و خدیجه، قریش بر جسارت خود نسبت به پیغمبر افزودند. جسارتى بیش از آنچه پیغمبر درزمان حیات عمویشابوطالب از آنها مى دید. پیغمبر كهوضع را چنین دید رهشپار طائف( طائف شهرى خوش آب و هوا واقع در 12 فرسخى مكه است. بعید به نظر مى رسد كه مردم طائف تا سال دهم بعثت پیغمبر تا این حد از دعوت آن حضرت و نزول وحى بى خبر مانده باشند. احتمال مى رود اگر سفر پیغمبر بدین گونه به طائف كه عموم مورخین نوشته اند درست باشد، مربوط به آغاز آشكار شدن دعوت حضرت یعنى سال سوم بعثت بوده است. ولى چون همه در این ترایخ نوشته اند، ما نیز چنین كردیم.)شد تا از قبیله «ثقیف » كه عمده مردم طائف را تشكیل مى دادند براى انجام مقصود خویش یارى جوید و به این امید كه بتواند آنها را به اسلام متمایل سازد. بدین منظور پیغمبر تنها راهى طائف گردید.

هنگامیكه پیغمبر وارد طائف شد به چند تن از قبیله ثقیف برخورد نمود كه در آن روزها، از سروران و اشراف طائف به شمار مى رفتند. آنها سه برادر به اسامى:عبد یالیل،مسعود، و حبیب فرزندان عمروبن عمیر ثقفى بودند. زنى از قریش از قبیله بنى جمح نیز درنزد آنها بود. پیغمب فرصت را غنیمت شمرد و پهلوى آنها نشست و پس از معرفى خود، آنان را به پرستش خداى یگانه دعوت نمود، و پیرامون علت آمدن به طائف و یارى خواستن از آنها براى پیش برد اسلام و همیارى با وى در برخورد با مخالفان گفتگو كرد.

یكى از سه برادر خطاب به پیغمبر گفت: من پرده خانه كعبه را پاره كرده باشم (یا (دزدیده باشم) اگر تو فرستاده خدا باشى! برادر دوم گفت: خدا كسى را بهتر از تو نیافت كه به پیغمبرى بفرستد؟ سومى گفت: من هرگز با تو سخن نمى گویم. زیرا تو اگر به راستى پیغمبر و فرستاده خدا باشى، بزرگتر از آنى كه بتوانم سخن تو را رد كنم، و چنان كه دروغگو باشى شایسته نیست كه با تو سخن بگویم.

پیغمبر كه این سخنان را شنید در حالى كه از دعوت آنها مایوس شده بود برخاست كه از آنجا برود، ولى قبل از ترك آنها فرمود: آنچه را گفتید سربسته بماند. چون پیغمبر مى خواست سخنان ناهنجارآنها به گوش قریش برسد، و بعد به طنز بازگو كنند، و باعث آزار بیشتر وى گردد. اما آنها اعتنا نكردند و اوباش و بردگان خود را واداشتند تا فریاد كنان او را دنبال كرده دشنام دهند. ارازل و اوباش هم به تحریك بزرگان خود گرد آمدند و داد و فریاد به راه انداختند.

چون پیغمبر چنین دید به باغى در آمد كه تعلق به عتبة بن ربیعه ( ابن عتبه پدر هند زن ابوسفیان است كه از قبیله بنى عبد الدار و از بزرگانن قریش بوده و قبلا بارها از وى نام بردیم. ) و برادر او شیبه داشت. در آن موقع عتبه و شیبه هر دو در باغ بودند. پیغمبرتكیه به درخت انگورى داد تا لحظه اى بیاساید و با خدا به راز و نیاز مبادرت ورزد. عتبه كه به حضرت مى نگریستند غلام نصرانى خود به نام عداس را خواستند و با طبقى از انگور نزد پیغمبر فرستادند. عداس طبق انگور را به زمین گذاشت و از حضرت خواست تا از آن تناول كند.

پیغمبر دست به طرف انگور برد و فرمود: بسم الله، سپس خوشه اى از آن را تناول فرمود. عداس به پیغمبر نگریست و گفت: به خدا مردم این شهر چنین سخنى نمى گویند. پیغمبر فرمود: اى عداس! تو اهل كجائى و چه دینى دارى؟

عداس گفت: من مردى نصرانى و از مردم نینوا(نینوا - منطقه اى از عراق، و كربلا در قلمرو آن بوده است. در آن زمانها نینوا از مراكز نصاراى عرب به شمار مى رفته است.)مى باشم. پیغمبر فرمود: از شهر مرد شایسته یونس بن متى؟ عداس گفت: یونس بن متى را از كجا مى شناسى؟ پیغمبر فرمود: او برادر من بود. او پیغمبر بود، و من نیز پیغمبر هستم. عداس چون این را شنید پیش آمد و خود را به روى پاهاى پیغمبر افكند و سرودست حضرت را بوسید و مسلمان شد.

عتبه و شیبه كه به این منظره مى نگریستند یكى به دیگرى گفت: این مرد غلامت را گمراه كرد. چون عداس بازگشت به وى گفتند: واى برتو! چرا سر و دست این مرد را بوسیدى و خود را به روى پاهاى او افكندى؟

عداس گفت: این را بدانید كه این مرد امروز نظیر ندارد. زیرا چیزى را به من خبر داد كه جز پیغمبر آن را نمى داند. عتبه و شیبه گفتند: اى عداس! واى بر تو، این مرد تو را از دینى كه دارى برنگرداند كه دین تو بهتر از دین اوست.( سیره ابن هشام - جلد 2 ص 284 و تاریخ یعقوبى جلد 2 ص 21)

به دنبال آن پیغبر برخاست و طائف را ترك گفت و به مكه بازگشت. سفر رسول خدا به طائف نشان داد كه مردم آن قبیله ثقیف نادان تر و جسورتر از آنند كه به دین حق بگروند، و اوهام و خرافات را از اذهان خود بزدایند.

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

    امروز: نفر
    دیروز: نفر
    این ماه: نفر
    ماه گذشته: نفر
    آخرین بازدید:
    كل بازدیدها: نفر
    افراد آنلاین:

    نفر

    اطلاعات پست ها

    آخرین به روز رسانی:
    تعداد پست ها : عدد
    ایجاد صفحه: 24 ثانیه