تبلیغات
زندگینامه ی حضرت محمد (ص) - دومین بیعت اهل مدینه با پیغمبر

زندگینامه ی حضرت محمد (ص)

چهارشنبه 20 آبان 1388

دومین بیعت اهل مدینه با پیغمبر

نویسنده: arash rastin   

دومین بیعت اهل مدینه با پیغمبر

تبلیغات سازنده و مؤثر مصعب بن عمیر مبلغ جوان و برازنده پیغمبر درمدینه و فعالیت تبلیغى دوازده مسلمان نامبرده در میان مردم مدینه و دو قبیله خود (اوس و خزرج) اعث شد كه روز به روز نام رسول خدا بیشتر بر سر زبانها بیفتد و افراد زیادترى شیفته و دلباخته حضرت گردند.

چون موسم حج فرا رسید، و طبق رسوم عرب، مردم خود را آماده رفتن به مكه نمودند، مصعب بن عمیر نیز به مكه بازگشت. تا گزارش كار خود را به پیغمبر بدهد و در مراسم حج هم شركت كند.

حدود پانصد نفر مرد و زن مدینه خود را مهیاى سفر مكه نمودند. هفتاد و پنج تن از مسلمانان هم در میان آنها بودند كه دو نفر آنها زن بود.

چند نفر از این عده پیغمبر را در مكه ملاقات نمودند و از حضرت خواستند تا در یكجا اجتماع كنند و با آن برگزیده خدا بیعت نمایند. حضرت فرمود: وعده ما در اواخر شب جنب عقبه اولى است.

این عده هفتاد و پنج نفرى پنهانى و با كمال احتیاط در دسته هاى چند نفرى به طورى كه مشركین متوجه گردهمائى آنها نشوند، آمدند و در 3عقبه اولى » منتظر رسیدن پیغمبرشدند. لحظه اى بعد پیغمبر با عمویش عباس كه هنوز مسلمان نشده بود، ولى بعد از ابوطالب مى خواست برادر زاده اش را تنها نگذارد، وارد شدند.

نخست عباس در آن جمع كه با شور و شوق دیدار پیغمبر همه گوش بودند تا بشنوند و مراسم بیعت انجام گیرد آغاز به سخن كرد و گفت: اى جماعت خزرج! مى دانید كه محمد از ماست و ما او را از گزند قوم خود حفظ كرده ایم، و در میان ما با عزت و بزرگواى به سر مى برد، ولى با این وصف او مى خواهد در میان شما مردم مدینه باشد. اگر مى بینید مى توانید به خوبى او را پذیرا شوید و از وى حمایت كنید، او در اختیار شماست، و چنانچه مى دانید نمى توانید درست به عهد و پیمانى كه با وى مى بندید عمل كنید، و از او یارى نمائید، از هم اكنون او را رها كنید.

خزرجیان گفتند: اى عباس آنچه را گفتى شنیدیم. یا رسول الله! هر پیمانى مى خواهى براى خودت و خدایت از ما بگیر.

پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله) آیاتى از قرآن مجید تلاوت نمود، و آنها را دعوت كرد كه به خدا ایمان بیاورند و به دین او «اسلام » بیشتر اهمیت بدهند، سپس فرمود: با شما بیعت مى كنم و پیمان مى بندم كه در وطن خود ازمن مانند كسان خویش دفاع كنید.

براء بن معرور كه بزرگ هیات بود دست پیغمبر را به رسم بیعت به دست گرفت و گفت: آرى، به خدائى كه تو را به حق مبعوث كرده است از وجود مقدست مانند فرزندان خود یارى خواهیم كرد.

در این هنگام ابوالهیثم ابن تیهان رشته سخن را به دست گرفت و گفت: یا رسول الله! ما با قم یهود پیمان هائى بسته ایم كه با مسلمان شدن مان ناچاریم آنها را نادیده بگیریم شایسته نیست كه اگر خداوند به شما قدرت داد به سوى قوم خود به مكه بازگردى، و ما را رها كنى.

پیغمبر تبسمى كرد و فرمود: نه، پیمان من پیمان شماست، و احترام من بستگى به احترام شما دارد. شما از من هستید و من هم از شمایم. با هر كس صلح كردید صلح مى كنیم و با هر كس سر جنگ داستید، جنگ خواهم كرد.

آنگاه پیغمبر فرمود: از میان خود دوازده تن را انتخاب كنید و به من معرفى نمائید. آنها نیز نه نفر از قبیله خزرج وسه تن از قبیله اوس را به نمایندگى خود برگزیدند و به پیغمبر معرفى كردند. سپس برخاستند و یك یك با پیغمبربیعت نمودند. نخستین كسى كه بیعت كرد اسعد بن زراره بود، و گفته اند ابوالهیثم ابن تیهان بود، و هم گفته اند براء بن معرور بود. پس از آن بقیه هم پیش رفتند و یك یك بیعت كردند. آمدن این عده به مكه و انجام بیعت دوم در عقبه كه آخرى «بیعت جنگ و پیكار» نام گرفت، در ماه ذى الحجه بود. پیغمبر بقیه ماه ذى الحجه و ماه محرم و صفر را در مكه ماند، و در 12 ربیع الاول به مدینه هجرت كرد.

پس از این بیعت و پیش از آنكه حضرت خود روانه مدینه شود، دشتور داد مسلمانان، مرد و زن و پیر و جوان به مدینه مهاجرت كنند. آنها نیز به مدینه كوچ كردند، و با گردهمائى خود زمینه را براى هجرت پیغمبر فراهم نمودند.

باید دانست كه چون از این تاریخ بزرگان مدینه با پیغمبر بستند كه به یاریش قیام كنند «انصار» یعنى یاوران پیغمبر خوانده شدند. در مقابل آنها «مهاجرین »از مردم مكه و سایر نقاط بودند كه قبل و بعد از هجرت پیغمبر به مدینه، به آن شهر مهاجرت نمودند.

در تاریخ اسلام «انصار» به اهل مدینه، و «مهاجرین » بیشتر به اهل مكه گفته شده است.

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

    امروز: نفر
    دیروز: نفر
    این ماه: نفر
    ماه گذشته: نفر
    آخرین بازدید:
    كل بازدیدها: نفر
    افراد آنلاین:

    نفر

    اطلاعات پست ها

    آخرین به روز رسانی:
    تعداد پست ها : عدد
    ایجاد صفحه: 24 ثانیه